سلام دوستای گلم.امروز خیلی دلم گرفته،بدجور بغض کردم.امروز رفتم سر خاک بهترین دوستم.کسی که از دبستان کنارم بود.کسی که وقتی بغض دارم میرم سرخاکش باهاش دردودل میکنم.کاش حالا کنارم بود.این متن رو  که اسمش هست "داداش چرا رفتی؟آخه داداشت خیلی تنهاست" را واسش نوشتم.کاش بیاد بخونه.میدونم همه حرفامو امروز شنیده. 

" داداش چرا رفتی؟آخه داداشت خیلی تنهاست "

سلام داداشم  منو یادته؟

داداش منو از اون بالاها میبینی؟

داداش بچگیامون یادته؟

یادته بهم میگفتی که فقط تویی دوست عزیزم؟

یادته باهم مینشستیم تو حیاط مدرسه و با هم بیسکوییت موزی میخوردیم؟

یادته تو حیاط مدرسه می دویدیم گرگی می کردیم؟

داداشم نکنه بگی منو یادش رفته دوستم؟

داداشم نکنه بگی اون رفته منو تنها گذاشته؟

داداشم فکر کردی یادم میره بچگیامون رفتیم با هم دوچرخه خریدیم؟

داداشم فکر کردی یادم رفته بزرگ شدیم گفتی چه زود رفت؟!

من همیشه به فکرتم من همیشه به یادتم

آخه مگه میشه یار دبستانیمو تنها بذارم؟!

داداشم تا به ابد روز رفتنت تو یادمه

آخه مگه میشه تا آخر عمر اون دردو فراموشش کنم؟!

داداشم میدونستی داداشت غم داره،داره میسوزه؟

داداشم میدونستی داداشت عاشق شده،خیلی اسیره؟

داداشم میدونستی بعد تو هیچکس حالمو دیگه نپرسید؟

داداشم میدونستی دلم شکسته؟میدونی چقدر دلم تنگته؟

داداشم امروز بغض داشتم مثل همیشه اومدم سرخاکت

شنیدی که بهت چی گفتم؟دیدی که چقدر واست اشک ریختم گریه کردم؟

آخ داداشم آخ داداش تو بگو چکار کنم؟

داداشم میدونستی داداشت دیگه توان آخ گفتنم نداره؟!

داداشم تو بهم بگو چکار کنم دیگه کسی تنهام نذاره؟

یا بهم نشون بده چکار کنم یا منو با خودت ببر

آخخ داداش آخخ داداشم دلم چه تنگته

  نویسنده متن : محمد عابدی