اعلام حمایت
اجازه بدهید قبل از آنکه اصل حرفم را بگویم، «سه خطای رایج» در مورد «انتخابات در ایران» را توضیح دهم.
معمولاً میگویند هر تصمیمی، یک «وسیله» است برای رسیدن به یک «نتیجه». بسیار مهم است که این دو را از یکدیگر تفکیک کنیم. گاه به نظرم میرسد که ما، تفاوت این دو را فراموش میکنیم و بیشتر «وسیله محور» فکر میکنیم تا «نتیجه محور»
مردم ما، در طول سالیان گذشته، عموماً کوشیده اند به «وسیله»ی انتخابات، پیامهای مختلفی را برای «گیرنده» های مختلف، ارسال کنند.
ظاهراً همچنانکه اقوام اولیه از «دود» برای ارسال پیام استفاده میکردند، ما نیز به وسیله «دود» انتخابات، به دیگران، به دولت و به سایر کشورها پیام میدهیم.
فکر میکنم چند دوره اخیر هم نشان داده است که دود این نوع ارسال پیام، قبل از آنکه به مخاطب ما برساند، در چشم ما فرو رفته و اشک ما را در آورده است.
فراموش کرده ایم که در انتخابات «نتیجه» مهم تر است. با رأی دادن قرار است سرنوشت خود را «تا حد امکان و در چارچوب محدودیتها و شرایط موجود» تغییر دهیم و بهبود بخشیم.
خطای دومی که در انتخابات مشاهده میشود این است که «هر کس به نامزدی که نظرش را قبول دارد رأی میدهد».
میدانم که میگویید: «اساساً این تعریف انتخابات است که هر کس، به هر کسی که قبولش دارد، رأی میدهد». اگر انتخابات برای شما یک «وسیله ی اعلام نظر» باشد، این روش صحیح است اما نباید فراموش کنیم که اهمیت انتخابات به «نتیجه»ی آن است.
چند سال پیش ، شبکه ORF یک مسابقه جذاب داشت. تصویر ۸ نفر را نشان میدادند و از مردم میخواستند که با تماس تلفنی، بگویند کدام یک از اینها زیباترند.
سپس بر اساس آرای مردم، زیباترین فرد مشخص میشد و از میان کسانی که گزینه درست را انتخاب کرده بودند، به قید قرعه به چند نفر، جایزه ای داده میشد.
نکته مهم این مسابقه، در آن بود که اگر شما «زیباترین فرد» را انتخاب کنید، ممکن است بازنده باشید! شما باید فردی را انتخاب کنید که فکر میکنید مردم فکر میکنند زیباترین است!
انتخابات هم از همین جنس است. ممکن است من حرفهای آقای X را قبول داشته باشم، اما اگر فکر میکنم ایشان به اندازه کافی رأی ندارد، اشتباه است به ایشان رأی بدهم. شاید بهتر باشد به آقای Y رأی بدهم که حرفهایش را کمی کمتر قبول دارم، اما میدانم پایگاه رأی بیشتری دارد. اگر به این مسئله فکر نکنم، آقای X و Y هر دو رأی کمی خواهند داشت و آقای Z که حرفها و عقایدش اساساً مورد قبول من نیست، بر مسند ریاست قرار خواهد گرفت.
و آخرین نکته اینکه: برخی میگویند ما رأی نمیدهیم تا با دولت مخالفت کرده باشیم. واقعیت این است که رأی ندادن به آقای X یا Y، به معنای مخالفت با نظام نیست بلکه به معنای حمایت از آقای Z است که رأی های ثابتی دارد و شیوه برنده شدنش، نه با ترغیب مردم و جذب رأی، که با مأیوس کردن مردم و «دفع رأی» است.
تمام کسانی که در این انتخابات به بهانه لج کردن و تحریم کردن دولت و نظام و … رأی نمیدهند، در واقع رأی داده اند و در تعیین سرنوشت خود مشارکت کرده اند. پس ژست های روشنفکرانه نگیرید و نگویید: من به هیچکس رأی نمیدهم. شما از هم اکنون رأی خود را به نفع آقای Z به صندوق انداخته اید. حتی قبل از اینکه ساعات رسمی انتخابات آغاز شود!
همیشه گفته ام و این بار دلم میخواهد با صدای بلند فریاد بزنم که: «تصمیم نگرفتن، خود یک تصمیم است». شما نمیتوانید از زیر بار انتخابات، شانه خالی کنید…
واقعیت این است که تمام ۵۵ میلیون نفری که حق رأی دارند، امسال در انتخابات شرکت خواهند کرد. برخی با «ریختن رأی به صندوق»، رئیس جمهور آینده را تعیین میکنند و برخی با «نریختن رأی به صندوق!».
نگویید که تعداد رأی دهندگان مجاز ۵۰ میلیون است و تو هم مثل یکی از دوستان، تعداد را اشتباه گرفته ای.
حتی آن ۵ میلیونی که حق رأی ندارند هم مسئولند. مسئول آنکه در خانه پدر و مادر و برادر و خواهر خود را قانع کنند که در انتخابات شرکت کنند. آنها هم با سکوت کردن، رأی میدهند و انتخاب میکنند که برای ۸ سال آینده، در چه شرایطی به دانشگاه بروند و در چه محیطی شغل خود را جستجو کنند…
من رأی میدهم اما نه با سکوت. من برگ رأی خود را داخل صندوق خواهم انداخت…
نتیجه : "عرصه سیاست و کنش اجتماعی یک عرصه کامل و ایدهآل نیست. ایدهآل حداکثری من آقای روحانی نیست بلکه حتی عارف هم نیست. ایدهآل من واسلاو هاول، آنگ سان سوچی، مهدی بازرگان، مهاتما گاندی و نلسون ماندلاست. اما اینقدر عقلم میرسد که در ایران فعلی دنبال مهدی بازرگان نباشم. اگر در ایران فعلی به دنبال نلسون ماندلا باشم و چون در میان نامزدها نیست رای ندهم، در آن صورت با دست خودم به آقای جلیلی رای داده ام!"
بنده در ابتدا بنا داشتم به آقای دکتر عارف رای دهم ولی با توجه به تصمیم خردمندانه ایشان مبنی بر کناره گیری به نفع آقای دکتر روحانی که دارای پایگاه رای بیشتری بودند، در حال حاضر آقای دکتر روحانی را شخصی اصلح جهت برآورده کردن مطالبات حداقلی امان میدانم.لذا از شما تقاضا مندیم با حضور خود پای صندوق ها و رای به دکتر رو حانی اجازه دهید سرنوشتمان را خودمان رقم بزنیم و اجازه ندهیم امثال آقای جلیلی و طرفدارانشان فکر کنند مردم واقعیت ها را نمی بینند و در خواب زمستانی هستند.
![]()







































به همه افرادی که از این وبلاگ دیدن میکنند و منو میشناسن یا نمیشناسن سلام و خوش آمد می گم.در این وبلاگ قصد دارم بعضی از شعرها و نوشته ها خودم،مطالبی که مورد علاقمه،عکسهای مورد علاقم،موزیک های مورد علاقم و کلا زندگی روزمره ام و هر چیزی نظرمو جلب می کنه قرار بدم.از همه دوستای گلم هم می خوام به تمام صفحات وبلاگ برین و تمامی مطالب را بخونین.در ضمن از دوستان می خوام اگر از شعرها یا متن هایی که خودم سرودم و نوشتم خوششون میاد و میخوان تو وبشون قرار بدن حتما اسم نویسنده یا شاعر را بنویسن و منبع را ذکر کنن.دوستانی هم که شعر یا متنی را که سرودم یا نوشتم واسه اجرا و واسه ضبط می پسندن از طریق قسمت نظرات واسه خریدش باهام در تماس باشن.قابل توجه کسایی که واسه ضبط آهنگ به دنبال شعر هستن باشه که من خیلی از شعرهاییم که در حال آهنگسازی هست و یا کارشناسان گفتن واسه ترانه خیلی مناسبه در وب قرار ندادم و اگر تمایل دارن این شعرها رو خریداری کنن تو قسمت نظرات بهم اطلاع بدن. در ضمن اگه دوست دارید بیشتر با من آشنا بشید می تونید به صفحه پروفایل مدیر وبلاگ برین.لازم به ذکر است وبلاگ بنده به پیشنهاد آقای آرش سلطانی ایجاد گردیده و توسط ایشان مدیریت می شود و من به تمام کامنت های به صورت روزانه پاسخ خواهم داد.کمال تشکر را از ایشان نیز دارم.