اعلام حمایت

دوست نداشتم در مورد «انتخابات» بنویسم. آنها که مرا می شناسند نظراتم را میدانند و آنها که نمی شناسند، ممکن است هر حرفی را به شکلی نادرست، تعبیر و تفسیر کنند.اما احساس میکنم سکوت من خیانت به خودم و هم میهنانم است.

اجازه بدهید قبل از آنکه اصل حرفم را بگویم، «سه خطای رایج» در مورد «انتخابات در ایران» را توضیح دهم.
معمولاً میگویند هر تصمیمی، یک «وسیله» است برای رسیدن به یک «نتیجه». بسیار مهم است که این دو را از یکدیگر تفکیک کنیم. گاه به نظرم میرسد که ما، تفاوت این دو را فراموش میکنیم و بیشتر «وسیله محور» فکر میکنیم تا «نتیجه محور»

مردم ما، در طول سالیان گذشته، عموماً کوشیده اند به «وسیله»ی انتخابات، پیامهای مختلفی را برای «گیرنده» های مختلف، ارسال کنند.

ظاهراً همچنانکه اقوام اولیه از «دود» برای ارسال پیام استفاده میکردند، ما نیز به وسیله «دود» انتخابات، به دیگران، به دولت و به سایر کشورها پیام میدهیم.

فکر میکنم چند دوره اخیر هم نشان داده است که دود این نوع ارسال پیام، قبل از آنکه به مخاطب ما برساند، در چشم ما فرو رفته و اشک ما را در آورده است.

فراموش کرده ایم که در انتخابات «نتیجه» مهم تر است. با رأی دادن قرار است سرنوشت خود را «تا حد امکان و در چارچوب محدودیتها و شرایط موجود» تغییر دهیم و بهبود بخشیم.

خطای دومی که در انتخابات مشاهده میشود این است که «هر کس به نامزدی که نظرش را قبول دارد رأی میدهد».

میدانم که میگویید: «اساساً این تعریف انتخابات است که هر کس، به هر کسی که قبولش دارد، رأی میدهد». اگر انتخابات برای شما یک «وسیله ی اعلام نظر» باشد، این روش صحیح است اما نباید فراموش کنیم که اهمیت انتخابات به «نتیجه»ی آن است.

چند سال پیش ، شبکه ORF یک مسابقه جذاب داشت. تصویر ۸ نفر را نشان میدادند و از مردم میخواستند که با تماس تلفنی، بگویند کدام یک از اینها زیباترند. 

سپس بر اساس آرای مردم، زیباترین فرد مشخص میشد و از میان کسانی که گزینه درست را انتخاب کرده بودند، به قید قرعه به چند نفر، جایزه ای داده میشد.

نکته مهم این مسابقه، در آن بود که اگر شما «زیباترین فرد» را انتخاب کنید، ممکن است بازنده باشید! شما باید فردی را انتخاب کنید که فکر میکنید مردم فکر میکنند زیباترین است!

انتخابات هم از همین جنس است. ممکن است من حرفهای آقای X را قبول داشته باشم، اما اگر فکر میکنم ایشان به اندازه کافی رأی ندارد، اشتباه است به ایشان رأی بدهم. شاید بهتر باشد به آقای Y رأی بدهم که حرفهایش را کمی کمتر قبول دارم، اما میدانم پایگاه رأی بیشتری دارد. اگر به این مسئله فکر نکنم، آقای X و Y هر دو رأی کمی خواهند داشت و آقای Z که حرفها و عقایدش اساساً مورد قبول من نیست، بر مسند ریاست قرار خواهد گرفت.

و آخرین نکته اینکه: برخی میگویند ما رأی نمیدهیم تا با دولت مخالفت کرده باشیم. واقعیت این است که رأی ندادن به آقای X یا Y، به معنای مخالفت با نظام نیست بلکه به معنای حمایت از آقای Z است که رأی های ثابتی دارد و شیوه برنده شدنش، نه با ترغیب مردم و جذب رأی، که با مأیوس کردن مردم و «دفع رأی» است.

تمام کسانی که در این انتخابات به بهانه لج کردن و تحریم کردن دولت و نظام و … رأی نمیدهند، در واقع رأی داده اند و در تعیین سرنوشت خود مشارکت کرده اند. پس ژست های روشنفکرانه نگیرید و نگویید: من به هیچکس رأی نمیدهم. شما از هم اکنون رأی خود را به نفع آقای Z به صندوق انداخته اید. حتی قبل از اینکه ساعات رسمی انتخابات آغاز شود!

همیشه گفته ام و این بار دلم میخواهد با صدای بلند فریاد بزنم که: «تصمیم نگرفتن، خود یک تصمیم است». شما نمیتوانید از زیر بار انتخابات، شانه خالی کنید…

واقعیت این است که تمام ۵۵ میلیون نفری که حق رأی دارند، امسال در انتخابات شرکت خواهند کرد. برخی با «ریختن رأی به صندوق»، رئیس جمهور آینده را تعیین میکنند و برخی با «نریختن رأی به صندوق!».

نگویید که تعداد رأی دهندگان مجاز ۵۰ میلیون است و تو هم مثل یکی از دوستان، تعداد را اشتباه گرفته ای.

حتی آن ۵ میلیونی که حق رأی ندارند هم مسئولند. مسئول آنکه در خانه پدر و مادر و برادر و خواهر خود را قانع کنند که در انتخابات شرکت کنند. آنها هم با سکوت کردن، رأی میدهند و انتخاب میکنند که برای ۸ سال آینده، در چه شرایطی به دانشگاه بروند و در چه محیطی شغل خود را جستجو کنند…

من رأی میدهم اما نه با سکوت. من برگ رأی خود را داخل صندوق خواهم انداخت…

نتیجه : "عرصه سیاست و کنش اجتماعی یک عرصه کامل و ایده‌آل نیست. ایده‌آل حداکثری من آقای روحانی نیست بلکه حتی عارف هم نیست. ایده‌آل من واسلاو هاول، آنگ سان سوچی، مهدی بازرگان، مهاتما گاندی و نلسون ماندلاست. اما اینقدر عقلم می‌رسد که در ایران فعلی دنبال مهدی بازرگان نباشم. اگر در ایران فعلی به دنبال نلسون ماندلا باشم و چون در میان نامزدها نیست رای ندهم، در آن صورت با دست خودم به آقای جلیلی رای داده ام!"

بنده در ابتدا بنا داشتم به آقای دکتر عارف رای دهم ولی با توجه به تصمیم خردمندانه ایشان مبنی بر کناره گیری به نفع آقای دکتر روحانی که دارای پایگاه رای بیشتری بودند، در حال حاضر آقای دکتر روحانی را شخصی اصلح جهت برآورده کردن مطالبات حداقلی امان میدانم.لذا از شما تقاضا مندیم با حضور خود پای صندوق ها و رای به دکتر رو حانی اجازه دهید سرنوشتمان را خودمان رقم بزنیم و اجازه ندهیم امثال آقای جلیلی و طرفدارانشان فکر کنند مردم واقعیت ها را نمی بینند و در خواب زمستانی هستند.  


معرفی یک وبلاگ و یک طرح

با نام حسین به سینه ها گل بزنید
از اشک به بارگاه او پل بزنید
گویند که هر زمان گرفتار شدید
بر دامان ما دست توسل بزنید

سلام به دوستان عزیزم
این روزها بوی محرم الحرام به مشام میرسد و همه دست به دامان سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین "ع" شده ایم تا
ایشان را شفیع قرار داده و حاجات خود را از خدا بطلبیم.
واسطه های زیادی وجود دارد تا همگی با یکرنگی و یکدلی دلهایمان را یکی کرده و خود و دوستان عزیزمان را دعا کنیم.
یکی از این واسطه ها وبلاگ دوست عزیزمان صنم جان با نام " نغمه ی باران " هست که میتونیم با اعلام همدلی و مشارکتمون به صنم در این طرح زیبا شرکت داشته باشیم، باشد که مورد توجه حضرت دوست واقع شود. برای ورود بر روی لینک زیر کلیک کنید.

ورود به وبلاگ نغمه ی باران





عاشقی دوباره میمیرد


باورش برای من سخت است تا بگویم این حکایت را

یک نفر بگیرد از قلبم واژه های بی نهایت را


آسمان سیاه و تاریک است عاشقی دوباره میمیرد

مهربان...دگر نمی خوانم بوف صادق هدایت را


پرسه های پوچ و تکراری،در هوای سرد و بارانی

خوب من...دگر نمی بوسی گونه های خیس عادت را


شاعری ترانه می بافد،زیر لب به گریه می گوید

من چرا دگر نمی بینم در ترانه ردپایت را


عاشقی خدا خدا میکرد،عابری فقط تماشا کرد

عشق من...نگیری از چشمم،گریه های بی صدایت را


به یاد تو

سلام دوستان گلم،خیلی دلم واستون تنگ شده،از همه دوستای عزیزم که تو این مدت حالمو پرسیدن واقعا

 ممنونم،امروز پدربزرگم تصادف کرده خیلی ناراحتم،از ناحیه پشت سر آسیب دیده و خونریزی داخلی

 داره،واسش دعا کنینراستی من تازه تو این هفته رفتم دانشگاه تا ته مونده درسمو تموم کنمخیلی

کارای عقب موندمو این مدت انجام دادمو خیلی کارای جدید کردمامشب میخوام چند تا عکسهایی که روز

 مراسم چهلم و جمعه هفته پیش سر مزار پدربزرگم مرحومم گرفتمو بگذارم تا اینطوری ازش یادی

کنم،پریشب خوابشو دیدم دلم واسش تنگ شدهاینم بگم که مزار پدربزرگم در قطعه ۱ بلوک ۶ باغ رضوان

اصفهان هست.

روز مراسم چهلم

روز چهلم

 

هفتم مهرماه،۲ماه بعد 

 

هفتم مهرماه

 

روز چهلم

 

روز چهلم

 

روز چهلم

متن آهنگ

سلام دوستای گلم.امروز اومدم 2 تا از متن ترانه های آلبوم جدید شادمهر رو واستون بذارم.به نظرم این 2 تا ترانه که خانوم مونا برزویی سرودند بسیار زیبا هستند.البته شایدم با حال من بسیار منطبق بوده.شادمهر عزیز از همون اوایل یعنی از زمان آلبوم دهاتی تا حالا در انتخاب شعر مهارت خاصی داشته.


 طرفدار
چی تو چشاته که تورو اینقدر عزیز میکنه
این فاصله داره منو بی تو مریض میکنه
این که نگات نمیکنم یعنی گرفتار توام
رفتن همه ولی نترس من که طرفدار توام
هرچی سرم شلوغ شد رو قلب من اثر نذاشت
بدوت تو دنیای من انگار تماشاگر نداشت
منو نمیشه حدس زد با این غرور لعنتی
هیج وقت نخواستم ببینیم تو لحظه ناراحتیم
.
میخواستم نبخشمت یکی ازت تعریف کرد
دیدن تنهایی تو منو بلاتکلیف کرد
بیا و معذرت بخواه از جشنی که خراب شد
از اون که واسه انتقامم از تو انتخاب شد
هرچی سرم شلوغ شد رو قلب من اثر نذاشت
بدوت تو دنیای من انگار تماشاگر نداشت
منو نمیشه حدس زد با این غرور لعنتیم
هیج وقت نخواستم ببینیم تو لحظه ناراحتیم


اسمم داره یادم میره
اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمیکنی
حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمیکنی
دلتنگ تر میشم ولی نشنیده میگیری من
هنوز همه حالِ تورو از من فقط میپرسنُ
با این که با من نیستی دیوونه میشم از غمت
اصلا نمیخوام بشنوم که اشتباه گرفتمت
داشتنِ تو کوتاه بود اما همونم کم نبود
گذشته بودم از همه، هیچ کس به غیر تو نبود
.
حقیقت میدونی و از من دفاع نمیکنی
کنارِ تو میمیرم و تو اعتنا نمیکنی
مردم تورو از چشم من امشب تماشا میکنن
فردا غریبه ها منو پیش تو پیدا میکنن
کاش اتفاقی رد بشی از کوچه های دلخوری
به روم نیارم که چقدر میخوام که از پیشم نری
هربار با شنیدن صدای تو آروم شدم
حتی واسه ی رفتنت پیش همه محکوم شدم
.
اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمیکنی
حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمیکنی
دلتنگ تر میشو ولی نشنیده میگیری من
هنوز همه حالِ تورو از من فقط میپرسنُ…


من برگشتم

سلااااااااااام دوستای گلم.دلم واستون خیلی تنگ شده.خیلی خوشحالم که بعد از مدت ها برگشتم. واقعا از همه کسانی که این مدت اینقدر بهم لطف داشتن ممنونم. شاید افراد خیلی کمی فکر کردن من با این همه اتفاق بد ظرف حدودا 1 ماه بدجور زمین خوردم و خواستن مخصوصا از نظر کاری بهم ضربه بزنند ولی من از همینجا میگم روحیم خیلی بیشتر از قبله و بسیار پرقدرت کارامو انجام میدم و تو این مدت خدا مثل همیشه به من لطف داشت و همیشه توکلم به خداست نه بنده خدا.برای عده کمی هم باید عرض کنم که علاوه بر دردست داشتن و هدایت کارای گذشتم که میخواستن در مدت عدم حضورم بهم ضربه بزنن،اجرا و آماده سازی پروژه ای بزرگ در جزیره کیش با تلاش دوستان عیزیزم به تیم کاری بنده سپرده شده. حادثه ای که واسم اتفاق افتاد و بعد از اون لحظه ای که داشتم بهبود پیدا میکردم پدربزرگ عزیزم فوت کردن بسیار سخت بود ولی از خدا میخوام مثل همیشه بهم کمک کنه.اینجا میخوام یه تشکر ویژه هم از آرش سلطانی عزیز بکنم که این مدت تنهایی وب را سرپا نگاه داشت.امشب شهادت مولا علی هست که به همه عزیزان تسلیت میگم و به مناسبت اینکه نام پدربزرگ عزیزم علی بود به مناسبت اینکه امسال دیگه در شبهای قدر کنار ما نیست این شعر رو که سرودم بهش تقدیم میکنم.


جاودانه

خانه بی نور است و تو به آسمان پر کشیدی
مظلوم و آرام از این زندگی کردی عبور

گرچه مدتی فاصله افتاد بین ما
امشب با خاطراتم تو را میکنم مرور

نگاهی داشتی پر از احساس های ناب
قلبی عاشق پر از ایمان و مهر و صفا


دستی که از لطافت بسیار پینه داشت
عمری پر از شرافت و از کینه ها به دور

کلامت پر بود از حرف های ناب
زبانت کسی را آزرده نساخت

رفتی گرچه از نظر چشم ما ولی
از یاد ما نمی رود آن مرد صبور

                                                   شاعر : محمد عابدی

تسلیت

سلام دوستان.امشب متاسفانه اومدم باز هم یه خبر بدی را به اطلاعتون برسونم.دیشب یعنی یکشنبه آقا محمد بهشون خبر رسید که پدربزرگشون در تهران بر اثر سکته قلبی فوت کردند.با شنیدن این خبر ایشون فورا حرکت کردند و خبر دارم که کارای انتقال پدربزرگشون به اصفهان انجام شده و فردا یعنی سه شنبه صبح در باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده میشند.مراسمشون هم چهار شنبه صبح برگزار میشود.در اینجا میخوام به دوست عزیزم و هچنین پدر بزرگوارشون جناب استاد عابدی تسلیت بگم.من و بقیه دوستان محمد جان که کنارش بودیم بسیار ناراحتیم و انشالله در این غم کنارش خواهیم بود. 

تولدت مبارک محمد جان

با عرض سلام خدمت تمام دوستان عزیز

اگه گفتین امروز چه روزیه؟1.2.3.

خودم می گم امروز 7 مرداد تولد آقا محمد عزیزه.من اومدم اینجا که قبل از همه تولدش را به خودش و تمام دوستاش تبریک بگم. با جمعی از دوستاش امشب واسه تولدش و سلامتیش یه جشن گرفتیم البته یه جشن با شکوه ترم تو وبلاگ میگیریم.انشالله امشب محمد جان از تهران میاد رامسر واسه جشن ما و دیگه زود زود کاملا خوب میشه.یه خبر هم دارم و اینه که عمل دوم آقا محمد خوب بوده و عکسی هم که گرفته همین را نشان میده و دکترا گفتن با مراقبت به زودی خوب میشه.




تولدت مبارک محمد جان


فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


در ستاره بارانِ میلادت

میان احساس من

تا حضور تو
حُبابی است از جنس هیچ
از دستان من
تا لمس نگاه تو
آسمانی است به بلندای عشق
جشن میلادت را به پرواز می روم
دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها
آسمانی که نه برای من
نه برای تو
که تنها برای “ما” آبیست



تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تولد تولد تولدت مبارک

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


بیا شمعا را فوت کن که صد سال زنده باشی


اینم ترانه مورد علاقه آقا محمد


امشب تـــــولـــد منه اما تـــو نیستی


شمع وستاره روشنه اما تــــو نیستی


دوستام همه کنارمن تنها تــو نیستی

وای به حال اون که دل به تــو سپـرده

به تـــو دل داده ودل ازت نــبـــــــرده

تو شب تولدش واسه تـــو مـــــــــرده

شب تـــــولـــد واسه تـــو مــــــــــرده


بیا بهم تبریــــک نگو فقط سکــوت کن

اما خودت بـجـای من شمعـارو فوت کن

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

و در اینجا هم این ترانه را که اسمش هست تولد با صدای بنیامین واسه دانلود  میذارم 

دانلود آهنگ

عجبا !!

سلام دوستای گلم.امیدوارم حالتون خوب باشه.بعد از این شعراییم که سرودم و متنهاییم که نوشتیم و همه غمگین بودن و خیلی از بچه ها باهاش گریه کردن تصمیم گرفتم یه شعر طنز با لهجه شیرین اصفهانی که سرودم واستون بذارم تا یکم شاد بشین.البته تو این 2 روزه که از گذاشتن شعرای قبلیم تو وب میگذره 2 تا شعر احساسی و غمگین جدید سرودم که 1 دونش رفته واسه آهنگسازی.اما ایندفعه تصمیم گرفت یه شعر متفاوت و طنز از خودم واستون بذارم به اسم : "عجبا !! " لهجه این شعرم اصفهانی هست و اگه کلمه ای را متوجه نشدین ازم بپرسین. فقط بهتون میگم کلمه اس دیش یعنی باهاش ازدواج کردی.البته سعی کنید شعر را با لهجه بخونید. نظر هم یادتون نره مثل همیشه


" عجبا !! "

بچه ها امروز دل بی صاحبی من یکم شور میزدو گرفته بود

یهواکی تصمیم گرفتم رختامو بوپوشمو برم توی خیابونا بیبینم چه خبرس؟ !

وقتی رفتم تو خیابون چیزای عجیبی دیدم

که حالا میخوام واستون بوگم که انگشت به دهن بومونین

آبی از لک و لوچتون از خندتون راه بیوفتد که خودتونم باورتون نیمیشد

راسشو بوگم هنوز از تو کوچمون در نیمده بودم

که یهو زن مشت حسنو دیدم که با یه چسب رو بینیش دارد در پارکینگ به خونه رو باز می کوند

من هنوز انگشت به دهن مونده بودم که زن مشت حسن تو شهرو اونم تو کوچه ی ما چیکار می کوند؟!

یهواکی دیدم که پشت یه ماشین مزدا 3 قرمزی او نیشستسو گاز میددو میاد بیرون

به خودم گفتم آخه زن مشتی حسن تا 2 ماه پیش تو دهشون

زورکی گوسفنداشو می چروندو میبردشون علف بخورن

حالا یهواکی چیتو شدس بعد 2 ماه تو کوچمونسو نیشستس پشت ماشینو یه چسبم رو بینیشس؟ !

تصمیمو گرفتم رفت ازش بپرسم آخه تو اینجا چیکار میکونی خودتی؟ !

بهش گفتم کبری خانوم خودتی؟

گفت کبری خانوم دیگه کیس؟من آخه اسمم عوض شدس شدم رزیتا !

راستی اول اسمم یادت نرد دکتر بوگوی !

میگه کیفی سامسونتمم نمیبینی دستمس؟ !

گفتمش آخه کبری خانوم باشد اسمتو قبوله بهت میگم رزیتا

ولی تو سوادت 6 کلاسم نبودس یهو شدی دکتر واسه خودت؟

گفت آره میگه نیمیشد آدم پیشرفت بوکوند؟ !

گفتمش آره ولی چیطور تو این 2 ماه واسه خودت دکتر شدی؟ !

گفت آخه جهشی خوندم و استعدادمم عالی بودس

گفتمش خوب قبولسو خوب حالا بوگو بینم چیطورکی اومدی تو کوچمونو پشت یه همچین ماشینی نیشستی تو؟

گفتش آخه 1 ماه پیشم مشتی حسن عمرشو داد به شوما

ما دیدیم فایده ندارد یهواکی گله مونو فروختیمو

اومدیم بهترین نقطه ای شهر یه جایی واسه خودمون خریدیمو

یه ماشینم خریدیم که دیگه خسته نشیم !

گفتمش حتمنم گواهینامتم سر این 1 ماه گرفتی؟ !

گفتش نه بابا شیکسته نفسی میکونی؟ !

گفتمش باشد بابا برو دیگه دکتر رزیتا !

چار قدم راه باز نیمده بودیم و هنوزم به چار راهم نرسیده بودیم

که یهو دیدم وسط خیابون

یه پیکانی جوانان دارد دستی میکشد !

تا به خودم اومدم بوگم که میگه میشد؟ !

یهو دیدم که پیکانه رفتس وسط پیاده رو

آ چارتارم زیر گرفتس !

هنو به ته خیابون نرسیده بودم که دیدم

یه پسری 25 ساله دارد واسه یه زنی 70 ساله بوق می زند !

به خودم گفتم آخه جوون این زنه جا مادردس خجالت نیمیکشی از اون موی سیفیدش؟ !

چار قدم رفتم جلوتر یهواکی دیدم چار تا دختری دبیرستانی

دارن به 2 تا پسر متلک میگواند !

به خودم گفتم عجبا چی چی بوگم آخه من؟ !

4 قدم برداشتیمو رسیدیم سری پارک

یهو دیدم یه بچس گذاشتس دنبال باباش

که بابا چرا منو پارک بادی نمیری؟ !

بابا هم 2 تا پا قرض گرفتسو از ترسش دارد میدوود

به خودم گفتم به خدا زمانی که ما بچه بودیم

به خودمون این جسارتم نیمیدادیم که بهشون حتی تو بوگویم !

قدم از قدم هنوز ورنداشته بودم

پسری مشتی حسنو دیدم که دارد تو خیابون با یه دختری دست تو دست قدم میزند !

رفتمش جلو و بش گفتم سلام مشتی رحیم

مبارکت باشد چند ماهس این دختره رو اس دیش؟ !

گفت نه بابا ما که هنوز مجردیم

آخه کی تو این دوره زمونه میرد ازدواج میکوند؟ !

این فقط جاست فرندمونس؟ !

به خودم گفتم آخه تو بعد از  این 22 سال که تو شهری راسی این مشت رحیمم نمیدونی؟ !

آخه این جاست فرند چی چیس؟ !

به خودم گفتم این چیزا حتما رسم زمونه شدس !

بهترس ما دیگه هوچی نگیم که میگن عقب افتادس !

دیگه بسمس برگردم خونه

حالا که بعدیو ببینم سکته میکونم میمیرم !


شاعر : محمد عابدی                 


         

 

کاش مرا می فهمیدی

دوستای گلم امروز یه متن عاشقانه گفتم به اسم "کاش مرا می فهمیدی " و اومدم اینجا واستون بنویسم.البته یه شعر هم جدیدا گفتم ولی چون به نظر کارشناسان مثل خیلی از شعرای قبلیم واسه ترانه مناسبه فعلا مثل خیلی از شعرای قبلیم تو وب نذاشتم.از دوستان می خوام اگر از شعریم یا متنیم خوششون میاد و میخوان تو وبشون قرار بدن حتما اسم نویسنده یا شاعر را بنویسن و منبع را ذکر کنن.دوستانی هم که شعر یا متنی را واسه اجرا و واسه ضبط می پسندن از طریق قسمت نظرات واسه خریدش باهام در تماس باشن.این متن رو که اسمش هست: " کاش مرا می فهمیدی " تقدیم میکنم به تو ! این متن رو تقدیم می کنم به همه کسایی که عاشقانه طرف مقابل رو دوست دارن و واسه بدست آوردن عشقشون هرکاری میکن ولی چشم طرف مقابل اونا رو نمی بینه.این نوشتمو تقدیم میکنم به همه کسایی که یه عمر از طرف مقابلشون به جای صداقت دروغ شندین و در آخر این نوشتمو که با تمام احساسم نوشتم رو تقدیم میکنم به تمام زنایی که خیانت کارن و بعضی مردایی که دسته هرچی نامرده رو از پشت بستن تا بلکه بخونن آدم شن !  


" کاش مرا می فهمیدی "


بی شکایت بی گلایه،آخرین نامه را می نویسم

آخرین نامه از سری نامه هایی که هرگز به دست تو نرسید.

آخرین نامه از کسی که گرچه 1 سال پیش تو بود،ولی چشم تو او را هرگز ندید.

با خنده ات خندیدم،با گریه ات گریه کردم،و عاشقانه از دلم گذشتم،تا فقط با تو باشم فقط با تو

در نگاه دلم محکوم بود،ولی هنگام قضاوت ،تو را هرگز پای میز محاکمه نکشاندم.

تنها ماندم تا فقط با تو باشم،فقط باتو 

و با این همه سنگینی رو قلبم،همیشه می ترسیدم،دل تو بشکند و من بی خبر باشم.

نگاهت نمی کردم،تا حرف دلم را نفهمی

از خودم نمی گفتم،تا نکند در میان حرفهایم جمله ای از تو باشد !

و تو شاید بارها با خود گفتی که او را احساس نیست !

حال از همه ی آرزوها گذشته ام،آرزویی پیش رویم نیست،و اگر بود از آن هم می گذشتم.

چشم هایم آنچه را میبینند را باور ندارند و دلم خودش را به خواب زده،ای خدا هیچکس از من راضی نیست.

تو صداقت داشتی اما خیال من بچگی می کرد،قلب من در ارزیابی هایش همیشه از تو طرفداری می کرد.

کاش چشمهایم فهمیده بودند که عزیزترین تو نیستند،کاش فهمیده بودند که وقتی همه رفتند تازه یادت می افتد که تو را با محمد عهدی هست !

آنقدر از تو دلگیرم که دیگر توان گفتنم نیست،

چشمهایم دوست ندارند محکومیتم را ببینند،مجکومیت به جرم بی عقلی !

تازه فهمیدم چرا نگاهت نمی کردم،چون تو حرف دلم را نمی فهمی

تو همیشه آرزو داشتی عاشقت باشم،صادقانه میگویم من همیشه آرزو داشتم،اولین فرد زندگی تو باشم

حال می فهمم آرزویم تحقق یافت،اولین ولی از آخر !

اولش فکر میکردم تو یکرنگی،راشتی معنی یکرنگی چیست؟

یادت هست؟یک بار یک شب به تو گفتم دورویی و همان یک بار برای جدایی کافیست !

با دورنگی ات دل من شکسته و دیگر محتاج توجیه نیست

تو مرا به پای طاووس فروختی،کاش لااقل به چشم آهو فروخته بودی !

1 سال از عمرم را برایت قصه گفتم نفهمیدی،قد جانم می خواستمت آخرش نفهمیدی.

همیشه گله داشتی که چرا دوستت ندارم،گلکم تو اشتباه کرده بودی ولی چه دیر فهمیدی !

اولین حرف تو به من این بود که تو دلت را پاک کن و یکدست،من دلم را پاک کردم ولی تو چطور؟

راستی زیباترین شعارت عشق بود که به خاطرش چشمهایم را به روی دنیا بستم،ولی آیا خودت معنی عشق را فهمیدی؟! ولی نه به خدا نفهمیدی،چون چشم های لیلی مجنون را دید ولی چشم های تو مجنون ها می دید !

بعد از بودن با تو اعتماد واژه ای است،که در محدوده ی درک من نیست

به تو گفته بودم که به تو بیش از خود اعتماد دارم،ولی تو اینقدر از این و آن گفتی،که دیگر در دنیای من چیزی به نام اعتماد نیست !

کاش بعضی حرفها را نزده بودی،تا که قلبم با آنکه ناآگاه بود ولی آرام می خوابید !

آخرین حرفم به تو اینست،من در این غروب بهاری به قدر دنیا از تو دلگیرم و قلب من دیگر راضی به بازگشت نیست.


نویسنده متن : محمد عابدی         


      




داداش چرا رفتی؟آخه داداشت خیلی تنهاست

سلام دوستای گلم.امروز خیلی دلم گرفته،بدجور بغض کردم.امروز رفتم سر خاک بهترین دوستم.کسی که از دبستان کنارم بود.کسی که وقتی بغض دارم میرم سرخاکش باهاش دردودل میکنم.کاش حالا کنارم بود.این متن رو  که اسمش هست "داداش چرا رفتی؟آخه داداشت خیلی تنهاست" را واسش نوشتم.کاش بیاد بخونه.میدونم همه حرفامو امروز شنیده. 

" داداش چرا رفتی؟آخه داداشت خیلی تنهاست "

سلام داداشم  منو یادته؟

داداش منو از اون بالاها میبینی؟

داداش بچگیامون یادته؟

یادته بهم میگفتی که فقط تویی دوست عزیزم؟

یادته باهم مینشستیم تو حیاط مدرسه و با هم بیسکوییت موزی میخوردیم؟

یادته تو حیاط مدرسه می دویدیم گرگی می کردیم؟

داداشم نکنه بگی منو یادش رفته دوستم؟

داداشم نکنه بگی اون رفته منو تنها گذاشته؟

داداشم فکر کردی یادم میره بچگیامون رفتیم با هم دوچرخه خریدیم؟

داداشم فکر کردی یادم رفته بزرگ شدیم گفتی چه زود رفت؟!

من همیشه به فکرتم من همیشه به یادتم

آخه مگه میشه یار دبستانیمو تنها بذارم؟!

داداشم تا به ابد روز رفتنت تو یادمه

آخه مگه میشه تا آخر عمر اون دردو فراموشش کنم؟!

داداشم میدونستی داداشت غم داره،داره میسوزه؟

داداشم میدونستی داداشت عاشق شده،خیلی اسیره؟

داداشم میدونستی بعد تو هیچکس حالمو دیگه نپرسید؟

داداشم میدونستی دلم شکسته؟میدونی چقدر دلم تنگته؟

داداشم امروز بغض داشتم مثل همیشه اومدم سرخاکت

شنیدی که بهت چی گفتم؟دیدی که چقدر واست اشک ریختم گریه کردم؟

آخ داداشم آخ داداش تو بگو چکار کنم؟

داداشم میدونستی داداشت دیگه توان آخ گفتنم نداره؟!

داداشم تو بهم بگو چکار کنم دیگه کسی تنهام نذاره؟

یا بهم نشون بده چکار کنم یا منو با خودت ببر

آخخ داداش آخخ داداشم دلم چه تنگته

  نویسنده متن : محمد عابدی                 


هیچکس

سلام دوستای گلم. امیدوارم حالتون خوب باشه.امروز یه شعر نو سرودم به اسم هیچکس واسه خاطر همه کسایی که وقتی خود دردی دارند کنار ما هستند ولی وقتی ما غمی داریم نیستند.این شعرمو تقدیم میکنم به همه کسایی که عاشق کسی هستن و یه عشقی تو دلشون دارن و نمیدونن چطوری به اون فرد بگن عاشقشن و با این راز و دردی که تو دلشونه میسوزند.امیدوارم خوشتون بیاد : 


هیچکس

هیچکس دردم را نفهمید

هیچکس بر دلم مرهم نگذاشت

هیچکس نفهمید چه میگویم

هیچکس تنهاییم را حس نکرد

هیچکس باور نکرد دردهایم را

همه بودند تا وقتی که خوب بودم

همه بودند تا وقتی که برای آنها سودی داشتم

همه بودند تا وقتی که برای آنها نردبانی بودم

و وقتی آن نردبان شکست آنها رفتن

همه بودند تا وقتی که غم داشتند

و وقتی از غم رها شدند رهایم کردند

دوست اول همه بودم وقتی خود مشکل داشتند

اما وقتی من غمی داشتم اولین دوست آنها بودم ولی نه از اول بلکه از آخر!

هیچکدام نپرسیدند تو چرا غمگینی؟

تو چرا زخمی بر دل داری؟

نمیدانستند که زخم من به خاطر اوست

نمیدانستند زخمی که درمان ندارد اوست

نمیدانستند همه دردهایم اوست

نمیدانستند تمام غم هایم فقط به خاطر اوست

نمیدانستند اوست که دردم را بی درمان کرده است

نمی دانستند عاشق او هستم ولی توان گفتن ندارم

کاش 1 نفر فقط 1 نفر درد دلم را می فهمید

و از من میپرسید که تو دردت چیست؟

من هم میگفتم دردم اوست که نمی فهمد چقدر دوستش دارم

کاش کسی به او می گفت چقدر دوستش دارم

ای خدا...دوستان امروزی همه رفیق خوشی هایند

ولی تو رفیق ناخوشی ها و درمان مشکلات

تو خود کمکم کن که جز تو راهی ندارم

تو خودت به او بفهمان که چقدر برایم عزیز است

تو خودت به او بفهمان که بدون او نمی توانم

ای خدا مثل همیشه دست نیازم به سوی تو دراز است

ای خدا درمان دردم را تو میدانی

ای خدا فقط به تو پناه میبرم فقط به تو

  شاعر: محمد عابدی         


       

   


دل شکستن به همین آسانی ست...

دوستای گلم توی یکی از وبلاگا یه شعری خوندم به اسم "عشق بازی به همین آسانی ست"ولی من به نظرم اومد که دلشکستن توی این زمونه خیلی راحت تره و آدما رو به خاطر عشق بازی مجازات و بازخواست میکنن ولی کسی آدمارو به خاطر شکستن دل بازخواست نمیکنه!!همون لحظه به ذهنم رسید که در مورد این موضوع یه شعر بگم.شعری که سرودم اسمش اینه:"دل شکستن به همین آسانی ست..." تقدیم میکنم به همه کسایی که یه جوری دلشون شکسته،شعرمو در قسمت زیر واستون میارم امیدوارم خوشتون بیاد البته روش زیاد کار نکردم و ظرف چند دقیقه گفتم :


" دل شکستن به همین آسانی ست"

دل شکستن به همین آسانی ست...
موج دریا بزند برساحل
و ساحل تو بگیری آن را در آغوش
و زمانی که موج شود آرام
و تمام دردهایش کرد فراموش
با وجود همه ی مهربانی هایت
بی توجه به تمام حرفهایت
و تو را باز کند تنها
و تو دلت بشکند
ولی باز که برگشت
بی توجه به تمام بی وفایی هایش
تو با آغوش باز بپذیری آن را...!
 

دل شکستن به همین آسانی ست...
که ببری قلبی را
و با آن بازی کنی
تا شود نرم روزی
تا همان لحظه که آن خامت شد
تو بگویی این چیست؟!
من خطا کردم آن روز
تو چرا باور کردی
احساس دروغین مرا
تو مگر در این زمانه نیستی
جایی که دروغ شده سرمشق انسانها
و صداقت بی جاست
من به خود بگویم که چرا باور کردم؟!
و به تو حالا که میروی قلب امانتم برگردان
تو بگویی مگر آن دست من است
مگر آن مقصرش من بودم
و حالا که من میروم
دیگر هیچ چیز بر گردنم نیست 
برو و تکه های شکسته قلبت را
از کف آن جوی بی آب بردار
تا تو هم رسم زمانه بدانی
و تو هم یاد بگیری روزی
ولی من می گویم
اگر
100 بار دیگر نیز بشکنندم
خاکم کنند،حتی محوم کنند  
من از رسم زمانه بیزارم...!

دل شکستن به همین آسانی ست...
که بسوزانی دلی را
و آن آهی کند
و تو به آن آه بخندی
و فکر کنی پیروزی
ولی افسوس از اینکه تو نمیدانی
تا به آن آخر عمر
تا همان لحظه مرگ
تو به این آه سخت گرفتاری...! 

 شاعر: محمد عابدی


جواب شعر

سلام دوستای گلم.یکی از دوستان" ثنا خانوم" شاعر جوانمون در جواب چند تا از شعرام و نوشته هام چند تا شعر فی البداهه گفته که واسه حمایت ازش بنظرم رسید با هماهنگی که انجام دادیم چند تا از این شعرها رو واستون به صورت مجزا در این پست بیارم تا شعرهای این شاعرمون رو بخونید.در شمن هر کدوم از بچه ها و دوستان که شعر میگن و طبع شاعری دارن و من نمیدونم اگه دوست دارن شعراشون را بقیه شاعرای کشورمون که میان وبم بخونن و نظر بدن میتونن شعراشون رو واسم بفرستن تا واسه حمایت ازشون شعراشون را به اسمشون در وب و در معرض دید عموم قرار بدم.


شعر فی البداهه زیر را در جواب شعر "می شود ای دوست آیا نگاهت را خرید؟!" سرودن :

به تو می اندیشم.... از نگاهم تو بخوان
من به تو دلبستم.... از دل خود تو مران
و دل این عاشق.... به نگاهت بسته ست
تو مرا میخوانی.... من تو را میدانم
در نگاهت آری.... رازها میخوانم
به نگاهت گویا... من تو را می رانم
دل ز تو میگیرم... رخ ز تو میپوشم!
تو نمیدانی که... من تو را میخواهم
و تپش های دلم... از نگاه تو ثمر میگیرد
من به تو فاش نکردم که ندانی هرگز
که همه زندگیم... عشق تو بود
تو ندانستی که.... من تو را میخواندم
چون که میترسیدم...
اگر این راز مرا تو بدانی روزی
و بدانی که منم عاشق و مجنون تو أم
در سرای بی کسم... در نخواهی کوبید
من که میدانستم این فلک، این روزگار
بر من و عشق من و تو ...دل نخواهد سوزاند
و من این را به همین علتها... از تو میپوشانم
"جواب تو کی خواهی گفت"


شعر فی البداهه زیر را در جواب شعر "دلم گرفت"گفتن:

دوباره دل... دوباره من و این غصه و این کنج قفس
دوباره شبای بارونی من... دوباره رفتن تو
من و این غربت و تنهایی وغم...
توی این گوشه خلوت، توی این کنج خموش
من و باور جدایی... من و دیوانگی و حسرت و غم
من و غربت... من و دل... من و جدایی
تو و دوری... من و حسرت... تو و پرواز
اما...
من تو را زخمی نکردم اینچنین از من رمیدی!
من که دلدار تو بودم منو تنها جا گذاشتی
تو که از من دل بریدی... رفتی از برم پریدی
برو به خدا سپردم... هرجا رفتی بسلامت
بعد من تو خوش بمونی ... اینو دل برات میخونه


و اما این شعر فی البداهه زیر را در جواب شعر "دریا" سرودن:

تو: جوانی را به سر کردی؟ / تنها از دیارخود سفر کردی؟
ولی من چه؟که نه از عشق میخوانم / نه از رؤیای دنیای جوانی...
تو میگویی سفر کردی ولی من چه / که باقلبی شکسته کوله ای خالی
نه جای ماندنم هست و نه نای رفتنم دیگر /و در خلوتگهم باغم جوانی را به سر کردم
مرا دیگر توانی نیست نه از دردم سرودن را/ نه رفتن،کوچ کردن را،نه ماندن دل بریدن را
نه دیگر من نمیمانم،تنمیدانم،توانم نیست / دلم با غم عجین گشته،مرا دریاب
مرا با خود به رؤیا بر...بجایی که سیاهی نیست/فقط من هستم و او هست و یک دنیا فراموشی


آقایان! این قدر دنیا را به ما نخندانید

بچه ها امروز یه مطب "فرهنگی-انتقادی" عجیب ولی واقعی رو توی سایت عصر ایران خوندم که واقعیت ها را بیان کرده بود و بنظرم نقد زیبایی هست که واستون در قسمت زیر میذارم.این مطلب را بخونین و نظراتتون را واسم حتما بذارین


  آقایان! این قدر دنیا را به ما نخندانید 

عصرایران ؛ جعفر محمدی - گویا بر روحیه ملوک اللطوایفی برخی از مسوولان وطنی نقطه پایانی وجود ندارد و از همین روست که یک قانون واحد در نقاط مختلف کشور به گونه های مختلف و باب میل مقامات محلی و گروه های فشار اجرا می شود و در این میان ، بیچاره مردم!

نمونه اش را می توان در خصوص برگزاری کنسرت های موسیقی دید:

- در برخی شهرها ، کنسرت های موسیقی بدون هیچ مشکل خاصی و با اخذ مجوزهای لازم از سوی مسوولان ( ارشاد ، ناجا و ... ) برگزار می شود و مردم ساعت یا ساعاتی را به خوشی سپری می کنند و تجدید روحیه ای می کنند.

در همین شهرها ، ممکن است یک روز شما با یک لباس به کنسرت بروید و کسی هم مانع تان نشود ولی فردای همان روز اگر با همان لباس دم در کنسرت باشید ، ممکن است سر از "ون" پلیس درآورید و دوباره در یک کنسرت دیگر با همان لباس ، بی هیچ مشکلی حاضر شوید.

- در برخی شهرها مسوولان مجوز کنسرت را می دهند و متولیان برنامه هم که هفت خان مراحل قانونی را طی کرده اند ، کلی هزینه برای تمرین و آماده سازی ، سالن ، تبلیغات ، ایاب و ذهاب ، بلیط فروشی و .... می کنند و درست در ساعتی که قرار است کنسرت اجرا شود ، ناگهان سر و کله یک عده جوان کاسه داغ تر از آش پیدا می شود که "الا و بلا نمی گذاریم در شهر ما کنسرت برگزار شود و ارزش ها به باد رود!"

گروه فشار در کرمانشاه با مسدود کردن درهای محل اجرای کنسرت سراج مانع از برگزاری آن شد

هیچ کدام از مسوولان هم که خودشان به گروه برگزار کننده کنسرت مجوز داده اند ، متعرض این قانون شکنانی که آبروی اسلام و ایران و ارزش ها را می برند ، نمی شوند و نمی گویند شما چه کاره هستید که خود را فراتر از قانون می دانید و هر  کاری که خواستید می کنید؟!

نمونه اش را اخیراً در بوشهر و قبل از آن در کرمانشاه دیدیم که طی آن گروه فشار با مسدود کردن درهای سالن محل کنسرت ، مردم را به داخل راه ندادند ، کنسرتی که قرار بود سید حسام الدین سراج برگزار کند.

در بوشهر هم گروه فشار با تجمع مقابل محل برگزاری کنسرت ، آن را لغو کرد

- در شهری دیگر ، ممکن است مجوز بدهند و گروه فشار هم آن اطراف آفتابی نشود اما میل مسؤولان شهر این گونه باشد که بگویند باید تفکیک جنسیتی شود و آقایان این طرف سالن بنشینند و خانم ها آن طرف تر!
این ، آخرین ورژن شاهکارهای آقایان است! خبرش را که مال همین دیروز است بخوانید:

" فرماندار شهرستان «نور» لغو كنسرت احسان خواجه اميري را به‌دليل الزام تفكيك آقايان و خانم‌ها تاييد كرد.
به گزارش ایسنا، عبدالقدیر مشایخی اظهارداشت: کنسرت احسان خواجه امیری مقرر شده طبق مجوز دريافتي 8 و 9 تيرماه امسال در شهرستان نور برگزار شود.
وی ادامه داد: قرار بود این کنسرت به صورت خانوادگی برگزار شود که اداره ارشاد اسلامی شهرستان نور براساس قانون ابلاغ شده اعلام کرد بايد در کنسرت زن و مرد تفکیک شوند. "

واقعاً چه باید گفت به این گونه طرز فکر؟! تا کی باید عده ای خود را صاحب اختیار مردم بدانند و به خود اجازه دهند هر تصمیمی که "دلشان بخواهد" بر این مردم تحمیل کنند؟

آیا این تصمیم توهین آشکار به مردمی نیست که می خواستند به همراه خانواده هایشان در آن کنسرت مجوز دار شرکت کنند؟ آقایان واقعاً چه فکر می کنند؟ آیا اگر یک مرد مثلاً 40 ساله به همراه زن و بچه اش به سالن کنسرت برود و ساعتی را در کنار خانواده باشد ، اتفاق ناگواری رخ می دهد؟ آن هم در یک سالن عمومی و در مقابل دیدگان ماموران و دوربین ها ؟!
بله ! ممکن است کسی تخلفی هم بکند ، کما این که در خیابان هم چنین امکانی وجود دارد و قاعدتاً با آن یک فرد احتمالی هم باید برخورد قانونی شود ولی کسی حق ندارد مردم را از حقوق قانونی خودشان محروم کند و هر روز عرصه را بر عموم تنگ تر کند.

فرماندار گفته است: قرار بود این کنسرت به صورت خانوادگی برگزار شود که اداره ارشاد اسلامی شهرستان نور براساس قانون ابلاغ شده اعلام کرد بايد در کنسرت زن و مرد تفکیک شوند."
باید پرسید کدام قانون؟ چرا در تهران و بسیاری از جاهای دیگر خانواده ها در سالن های سینما ، تئاتر و کنسرت در کنار هم می نشینند و قانونی هم نقض نمی شود ولی چون فلان مسوول در شهرستان نور دلش خواسته ، باید اعضای خانواده از هم جدا شوند و بعد هم اسم این را بگذارند "قانون ابلاغ شده" !
حالا که این طور است یک باره یک "قانون ابلاغ شده" هم کشف نمایند که پارک ها و خیابان ها و پیاده رو ها هم تفکیک جنسیتی شوند!

البته این نگاه اتهام آمیز به مردم تنها در شهرستان نور اتفاق نیفتاده است. همین دیروز از شیراز خبر رسید که مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان هم مشمول تفکیک جنسیتی شده و به دوبخش صبح و عصر تقسیم شده است. گویی دانشجویانی که چهار سال در کنار هم درس خوانده اند اگر در روز پایان تحصیل شان هم در سالن دانشگاه با هم بودند ، اتفاق بدی می افتاد!

تفکیک جنسیتی در مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه شیراز

آقایان مسوول! این را بفهمید که مردم ، عاقل و بالغ و صاحب قدرت تشخیص هستند و نیازی نیست آنها را صغیرانی بدانید که اگر در کنار جنس مخالف قرار بگیرند عنان اختیار از کف می دهند و بدمستی می کنند ولو آن که با همسر خود ، در دو صندلی کنار هم در یک سالن کنسرت باشند!
آقایان ! این قدر دنیا را به ما نخندانید!

- و اما در برخی شهرها ، برگزاری کنسرت که اساساً گناه کبیره است و مردم و مخصوصاً جوانانی که کمترین امکانات تفریحی را دارند ، حداکثر کاری که می توانند بکنند این است که حسرت به دل بمانند!

این همه تفاوت در نحوه اجرا ، آن هم در باره موسیقی در کشور ، آیا نشانه آن نیست که قانون ، حداکثر می تواند تبصره ای بر امیال شخصی مسوولان باشد؟ و این "بحران" ، مردم شهرستان ها را بسیار بیش از پایتخت نشینان می آزارد و رنجی عمیق بر آنان تحمیل می کند.
از مسوولان کشوری انتظار می رود در این قبیل موارد ، مسوولان تحت امر خود را بازخواست کنند و مثلاً در همین مورد اخیر ، وزرای کشور و فرهنگ و ارشاد اسلامی از فرماندار و رییس ارشاد نور توضیح بخواهند که با چه مجوزی و بر اساس کدام قانون ، دستور به جدایی اعضای خانواده ها داده اند و اگر جواب قانع کننده ای نداشته باشند ، آنان را بی هیچ ملاحظه ای عزل کنند تا بقیه بدانند که انچه مهم است ، فقط قانون است و میل این شخص و سلیقه آن یکی دیگر!

منبع خبر: www.asriran.com

شعر و دانلود آهنگ لعنت به من مازیار فلاحی

حالا ایندفعه اومدم یه آهنگ جدید واستون بذارم که خیلی با احساسه و دوستش دارممنظورم آهنگ لعنت

به من مازیار فلاحی هستش.به نظرم نوع شعرها و سبک آهنگسازی و میکس و خواندن آهنگای مازیار

آرامش بخش و عاشقانه و با احساسه و با آهنگهایی که امروزه به اسم موسیقی پخش میشن و خیلیاشون

 بی محتوا و تکراری و  همراه با میکس وخواننده ضعیف هستن متفاوته و واسه خودش سبک خاصی

داره.امروزه خیلی از افرادی که آهنگ میخونن از هم تقلید میکنن و هیچ سبک خاصی ندارن.اینو خودشونم

میدونن واسه همینه که اسمشونو اول آهنگ میگن که یکدفعه با فرد دیگه ای اشتباهشون نگیرن!به

نظرم کسی که یه خواننده حرفه ای هست باید صداش و سبک موزیکش با بقیه متفاوت باشه و شنونده با

اولین بیت صدای اون خواننده رو تشخیص بده.یکمی در مورد وضعیت بد حاکم بر موسیقی ایران باهاتون 

 درد و دل کردم اما حالا بریم سر اصل مطلب اول واستون دانلود آهنگ رو میذارم و بعدشم شعر

زیباشو.اگه میخواین دانلود کنین روی کلمه دانلود موزیک کلیک کنین و دانلودش کنین.

 

دانلود آهنگ

 

لعنت به من

 لعنت به من که ساده دل سپردم

لعنت به من اگر واسش می مردم

دست من و گرفت بعد ولم کرد

لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

یکی بگه یکی بگه که ماهه من کی بوده

مسبب گناه من کی بوده

سهم من از نگاه تو همین بود

عشق تو بدترین قسمت بهترین بود

رو دل بارون من و عاشقم کرد

بین زمین و آسون ولم کرد

یکی بگه چه جوری شد که این شد

سهم تو آسمون و من زمین شد

 

  

دلم گرفت

سلام دوستای گلم.بچه ها به نظرم آهنگ دلم گرفت حامی رو هرچقدر گوش بدی کهنه نمیشه.هم شعر خیلی زیبایی داره و هم حامی خیلی با احساس و قشنگ خونده.من باهاش خیلی خاطره دارم.متن این آهنگو واستون می ذارم.

دلم گرفت

دلم گرفت ای هم نفس
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار. تو این سکوت
چه بی صدا. نفس نفس

از این نامهربونی ها
دارم از غصه می میرم
رفیق روز تنهایی.
یه روز دستاتو می گیرم

تو این شب گریه می تونی
پناه هق هقم باشی
تو ای همزاد همخونه
چی میشه عاشقم باشی؟

دوباره من دوباره تو
دوباره عشق. دوباره ما

دو هم نفس. دو هم زبون
دو همسفر. دو همصدا

تو ای پایان تنهایی
پناه آخر من باش
تو این شب مرگی پاییز.
بهار باور من باش

بذار با مشرق چشمات.
شبم روشنترین باشه
میخوام آیینه خونه
با چشمات همنشین باشه

باران

پشت چراغ قرمز

پسرکی با چشمان معصوم  و دستانی کوچک گفت :

چسب زخم نمی خواهید ؟

پنچ تا  ، صد تومن  ،

آهی کشیدم و با خود گفتم :

تمام چسب زخم هایت  را هم که بخرم ،

نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو ............ 

 

 

باران من ديگر گريه نميكنم من ديگر به چادرهاي خيس از قطره هايت سلام نميكنم .

 حالا عابران گامهايشان را تند مي كنند تا از تو فرار كنند .

 اما من اسير دست تو ميمانم

حالا شعرهايم همه از تو ساخته شده اند خانه ام ...

 دفترم ... اشكهايم همه باراني اند

 

 

شیوه های تقلب

بچه ها امروز می خوام چند تا شیوه جدید تقلب در دنیا رو واستون بذارم. البته شیوه سومش فکر نکنم تو ایران کاربرد داشته باشه!

شیوه اول

 

شیوه دوم

 

شیوه سوم !!

 

اینم یه عکس از واقعیت جلسه امتحان 

 

 

همسفر

دوستای گلم امروز می خوام متن آهنگ همسفر رو واستون بذارم.مطمئنم خیلی از شماها هم بارها گوش کردین و باهاش خاطره دارین.امیدوارم خوشتون بیاد و کاش همه آدما به همسفرشون برسن

همسفر  

تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنيته
تو از كدوم سرزمين تو از كدوم هوايي
كه از قبيله ي من يه آسمون جدايي

اهل هر جا كه باشي قاصد شكفتني
توي بهت و دغدغه ناجي قلب مني
پاكي آبي يا ابر نه خدايا شبنمي
قد آغوش مني نه زيادي نه كمي

منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستني هر چي كه هست
تو بخواي من قانعم

اي بوي تو گرفته تن پوش كهنه ي من
چه خوبه با تو رفتن رفتن هميشه رفتن
چه خوبه مثل سايه همسفر تو بودن
هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

چي مي شد شعر سفر بيت آخرين نداشت
عمر پوچ من و تو دم واپسين نداشت
آخر شعر سفر آخر عمر منه
لحظه ي مردن من لحظه ي رسيدنه

منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من حريص رفتنم
عاشق فتح افق دشمن برگشتنم

منو با خودت ببر منو با خودت ببر

می شود ای دوست آیا نگاهت را خرید؟!

تو کی  خواهی گفت که من به تو می اندیشم


کی خواهم شنید  " تورا من چشم در راهم "


کی بر زبانت جاری خواهد شد" تو نیز همرنگ منی"


کی تو مرا همراه  خواهی شد


کی یک  لبخند از تو  مرا درمان همه  خواهد شد


کی وجودت با من گره خواهد خورد


 کی در دل مرا خواهی پذیرفت و با من هم پیمان خواهی شد


آیا   پرنده خیال  مرا روزی  آشیان خواهی داد؟


تا به کی باید انتظار کشید


تا به کی مهر بر لبانت باید دیدن


کی این غنچه  دهان باز خواهد کرد


می شود آیا تو هم اندیشه ات بی یاد او در هم شود؟


تیر حرفم تو را کی قلب خواهد شکافت.


کی ز خاره  چشمه جوشان خواهد شد


کی تو را از دل سخن با من خواهد بود


خانه تکانی دلت ،آمد نم را کی نشانه خواهد شد


لحظه را می پایم ، سرخوشم و میدانم که تو را خواهم یافت


اما نکند من هم به عبث می پایم


 ای دریغا ! نکند ساقه ای نازک  اندییشه ام  به برم  واشکند


عشق

دانلود آهنگ دریا با صدای نیما چهرازی

سلام دوستای خوبم.با توجه به اینکه از متن آهنگ دریا خیلی خوشتون اومد و استقبال کردین و نشون دادین

این آهنگ واسه خیلی ها مثل من خاطره انگیزه،اومدم آهنگ را واسه دانلود واستون بذارم.آهنگ دریا با

صدای نیما چهرازی هست که می تونین این آهنگ رو با کلیک روی "دانلود آهنگ" دانلود کنید و ازش لذت

ببرین و خاطره هاتونو زنده کنین.البته وقتی دانلود کردین مثل همیشه نظر یادتون نره  


دانلود آهنگ

دریا

سلام دوستای گلم.امیدوارم حال همتون خوب باشه و زندگی بر وفق مرادتون باشه و چرخ روزگار اونطور

که دوست دارین بچرخه. امروز می خوام متن آهنگ مورد علاقم یعنی آهنگ  دریا رو واستون بذارم.این

آهنگ از همه نظر خیلی با احساسه ( شعر،آهنگ،صدای خواننده و... ).من که عاشق سکوت و

آرامش دریام مخصوصا موقع غروب،این لحظه زیباترین احساس رو به آدم میده،البته اگه ساحل

دریا آروم و سکوت باشه.در زیر شعر رو واستون میذارم :


دریا

باز هم آمدی تو بر سر راهم

آی "عشق" میکنی دوباره گمراهم

دردا ، من جوانی را به سر کردم، تنها از دیار خود سفرکردم

دیریست قلب من از عاشقی سیر است

خسته از صدای زنجیر است

دریا اولین عشق مرا بردی

دنیا دم به دم مرا تو آزردی

دریا سرنوشتم را به یاد آور

دنیا سر گذشتم را مکن باور

من غریبی قصه پردازم

چون غریقی غرق در رازم

گم شدم در غربت دریا

بی نشان وبی هم آوازم

میروم شبها به ساحل ها تا بیابم خلوت دل را

روی موج خسته دریا مینویسم اوج غمها را

باز هم آمدی تو بر سر راهم

آی "عشق" میکنی دوباره گمراهم

دردا; من جوانی را به سر کردم، تنها از دیار خود سفرکردم

دیریست قلب من از عاشقی سیر است

خسته از صدای زنجیر است

دریا اولین عشق مرا بردی

دنیا دم به دم مرا تو آزردی

دریا سرنوشتم را به یاد آور

دنیا سر گذشتم را مکن باور

من غریبی قصه پردازم

چون غریقی غرق در رازم

گم شدم در غربت دریا

بی نشان وبی هم آوازم

میروم شبها به ساحل ها تا بیابم خلوت دل  را

روی موج خسته دریا مینویسم اوج غمها را